تبليغاتX
Time spent here:




صدايم كن محبت
جز تو به هيچ واقعه اي دل نبسته ايم موعود جمعه ؛جمعه موعود مي رسد
+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت 7:22  توسط ابوالفضل  | 
! http://www.andisheqom.com/page.php?pg=mahdi

تا تو بیایی مروارید چشمانم رابرای سلامتیت صدقه می دهم وبرای آمدنت روزه سکوت می گیرم وبا جام وصال تو افطار می نمایم نذر کرده ام که بیایی تا جان شیرین را فرش قدمها یت نمایم پس بیا که نذر خود را ادا کنم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت 21:5  توسط ابوالفضل  | 
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 19:43  توسط ابوالفضل  | 
+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم مرداد 1385ساعت 8:49  توسط ابوالفضل  | 

 

 

بگذار سپيده سر زند
چه باک که من بميرم و شبنم فروخشکد
و شبگير خاموش شود و شباهنگ گنگ گردد .
و مهتاب رنگ بازد و ستاره ي سحري بازگردد .
و راه کهکشان بسته شود ...
بگذار سپيده سر زند و پروانه به سوي آفتاب پر کشد .
دکتر علي شريعتي

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم تیر 1385ساعت 19:45  توسط ابوالفضل  | 
+ نوشته شده در  جمعه دوم تیر 1385ساعت 6:10  توسط ابوالفضل  | 
+ نوشته شده در  جمعه پنجم خرداد 1385ساعت 8:36  توسط ابوالفضل  | 

از رسول اكرم صلي الله عليه و آله روايت شده است :

" بدانيد كه بهترين كارهاي شما نزد خداوند و پاكيزه ترين و بالاترين آنها در درجات شما و بهترين چيزي كه آفتاب بر آن طلوع كرده است ، ذكر خداوند سبحان مي باشد، زيرا خداوند از جانب خود فرموده است  من همنشين كسي هستم كه مرا ياد كند. "

 

 خداي عزوجل مي فرمايد : " كسي كه به واسطه ي ذكر من از درخواست كردن باز بماند ، چيزي برتر از آنچه شخص ديگر ِ درخواست كننده از من مسئلت و درخواست كرده است، به او عطا مي نمايم ."

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم خرداد 1385ساعت 19:20  توسط ابوالفضل  | 

یا حمیدُ به حق محمد، یا عالی به حق علی، یا فاطِرُ به

 

حق فاطمه، با محسنُ به حق الحسن و یا قدیم الاحسان

 

 به حق الحسین

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم خرداد 1385ساعت 19:14  توسط ابوالفضل  | 

الهي
نسيمي دميد از باغ دوستي دل را فدا كرديم .
بويي يافتيم از خزانه دوستي به پادشاهي بر سر عالم ندا كرديم
برقي تافت از مشرق حقيقت آب و گل كم انگاشتيم و دو گيتي بگذاشتيم
يك نظر كردي در آن نظر بسوختيم و بگداختيم
بيفزاي نظري و اين سوخته را مرهم ساز و غرق شده را
در ياب كه : مي زده زا هم به مي دار و مرهم بود .
خداوندا
خود كردم و خود خريدم آتش بر خود ، خود افروزانيدم
از دوستي آواز دادم دل و جان فرا ناز دادم
مهربانا
اكنون كه در غرقابم دستم گير كه گرم افتادم .
الهيُُ
چه زيباست ايام دوستان با تو
چه زيباست معاملت ايشان در آرزوي ديدار تو
چه خوش است گفتگوي ايشان در رته جستجوي تو
چه بزرگوار است رو زگار ايشان در سر كار تو
(مناجاتنامه خواجه عبدا... انصاري)

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1385ساعت 13:29  توسط ابوالفضل  | 
                            
  1. خدایا!شهرت،منی را که میخواهم باشم قربانی منی را که میخواهند باشم،نکند.
  2. انسان به میزان برخورداریهایی که در زندگی دارد انسان نیست بلکه به اندازه نیازهایی که در خویش احساس میکند انسان است.
  3. خدا انسان را وجود می دهد و تاریخ ماهیتش را میسازد.
  4. خدایا!چگونه زیستن را تو به من بیاموز،چگونه مردن را خود خواهم دانست.
  5. تو میتوانی هر گونه بودن را که بخواهی باشی انتخاب کنی،اما آزادی انتخاب تو در چهار چوب حدود انسان بودن محصور است.
  6. خدایا!عقیده ام رااز دست عقده ام مصون بدار.
  7. مسئولیت زاده توانایی نیست،زاده آگاهی است و زاده انسان بودن.
  8.  آنان که غنی ترند،محتاج ترند.
  9. نوشتن برای فراموش کردن است ،نه به یاد آوردن.
  10. عشق مأمور تن است و دوست داشتنپیغمبر روح،عشق در دریا غرق شدن است و دوست داشتن دردریا شنا کردن.
                                                                                                                                     

                                                           

+ نوشته شده در  شنبه نهم اردیبهشت 1385ساعت 19:31  توسط ابوالفضل  | 

سلام ٌعلي آل ياسين

 

سلام بر مهدي (عج ) جان جهان و قلب تپنده زمان

 

بر يمن وجود اوست كه زمين برپاست واز حيات اوست كه دلها زنده است. امام يگانه عابد روي زمين است كه اگر او نباشدخداوند پرستش نمي شود واگر خداوند پرستش نشود زمين اهل خود را در هم ميپيچد. امام كعبه دلهاي عاشق است كه طواف كعبه و دلهاي عاشق بر گرد اوست. عاشقان  دل سوخته سالهاست كه به دنبال معشوق خويش اند اما او را نمي يابند .مگر او غايب است ؟

نه

زنگار آينه دل است كه  سال ها سايه ي پرده غيبت را برچشمانمان افكنده وما را از ديدن جلوه نوراني وبا شكوه مولا دور كرده است

****************

مي خواهيم دل را غبار روبي كنيم و پرچم سبز يامهدي را بر در سراي ان بياويزيم و با مرواريد اشك

به استقبال قدوم مبارك حضرت برويم كه اوست يگانه معشوقه هستـــي.

اگرچه مقابل او شرمساريم ولي ما نيز مي خواهيم دلهايمان را به پيچ گيسويش گره بزنيم وخود را مجنون او نماييم.

 

ان سفر كرده كه صد قافله دل همراه اوست

هر كجا است خدايـــــــــــا به سلامت دارش

*****************************

 

التــــــــــــــــماس دعــــــا

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1385ساعت 10:41  توسط ابوالفضل  | 
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1385ساعت 16:26  توسط ابوالفضل  | 
خدایا از تو سپاسگزارم
 
خدایا بخاطر این که هرگز تنهایم نمی گذاری از تو سپاسگزارم .
 
خدایا بخاطر اینکه هرگاه در جاده زندگی قدمهایم اندکی از راه راست سست میشود تو با تلنگری به راهم می آوری از تو سپاسگزارم .
خدایا ممنونم که هرزمان تو را از یاد برده و حضور سبزت را در کنارم فراموش کرده ام با نازل کردن بلائی کوچک مرا متوجه خود ساخته ای تا به یاد آورم که در برابر اراده          بی نهایت هیچ چیز تاب ایستادگی ندارد.
خدایا از اینکه می بینم بزرگی چون تو ، همواره مرا زیرنظر دارد و هرگز فراموشم نمی کند سخت به خود می بالم .
خدایا با اینکه گناه کرده ام،  ناسپاسی نموده ام، حتی گاهی از رحمت بی کرانت نا امید شده ام و بنده خوبی برایت نبوده ام ، اما تو مهربان هرزمان که درمانده از همه چیز و همه کس     شده ام با ز هم با آغوش باز پذیرایم بوده ای و درنهایت بزرگواری حمایتم کرده ای .
براستی ای پروردگار زیبا و مهربان در برابر این همه لطف و بخشندگی چه میتوانم بگویم؟
این همه سخاوت و کرم را چگونه پاسخگو باشم؟
خدایا شمار دفعاتی که در نهایت ناباوری و بهت همگان از راه های عجیب و خارق العاده ات در سختترین  و غیرممکن ترین شرایط یاورم بوده ای از حساب بیرون است.
تو خود نیک می دانی که بنده ات جز چیزهائی که تو به او بخشیده ای در چنته ندارد. پس تمنا دارم در یافتن راه درست زندگی وبه دست آوردن شادمانی ، عشق ، آرامش و سعادت حقیقی یاری ام کنی . چرا که بدون تو هیچ ندارم و باتو از همگان بی نیازم .
خدای من می دانم که با این همه تو با زهم مرا دوست داری و همیشه و در هر لحظه مواظبم هستی .
زیرا این حدیث قدسی ات همواره در ذهنم طنین می افکند.
 " اگر آنان که از من روی برتافتند می دانستند که چقدر مشتاق دیدارشان هستم هر آینه از شوق جان می سپردند" .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم فروردین 1385ساعت 14:19  توسط ابوالفضل  | 
در زندگی فهمیده ام که ...
·           فهمیده ام که بزرگترین چالش زندگی این است که تصمیم بگیری مهم ترین چیز در زندگی کدام است و سپس سایر چیز ها را فراموش کنی.
·           فهمیده ام که ساده ترین کارها نیز می تواند با معنی باشد اگر آن را با روحیه و نیت درست به انجام برسانی.
·           فهمیده ام که بدترین رنج ها، مشاهده رنج دیگران است.
·           فهمیده ام که اگر به دنبال خوش بختی باشی، خوش تختی از دست تو فرار می کند. اما اگر به دنبال خانواده، بر آوردن نیازهای دیگران، کار خودت، ملاقات افراد جدید و خوب بودن باشی، خوش بختی به سراغ تو خواهد آمد.
·           فهمیده ام که آدم ها به آن اندازه خوش بخت می شوند که اراده کرده باشند.
·           فهمیده ام که لذت بردن از موفقیت ایرادی ندارد ولی نباید آن را در بست باور کرد.
·           فهمیده ام که تجربه کردن شگفتی زندگی در چشمان یک کودک، لذت بخش ترین حس زندگی است.
·           فهمیده ام که زندگی یک مرد دارای چهار دوران است: زمانی که به بابانوئل اعتقاد دارد، زمانی که به بابانوئل اعتقاد ندارد، زمانی که نقش بابانوئل را بازی می کند و زمانی که قیافه اش مثل بابانوئل می شود.
·           فهمیده ام که فراموش کردن خطا و به خاطر سپردن لطف دیگران هر دو به یک اندازه مهم هستند.
·           فهمیده ام که وقتی از افرادی که دوستشان دارید جدا می شوید، بهتر است آخرین کلماتتان محبت آمیز باشد چرا که ممکن است این آخرین باری باشد که آن ها را می بینید.
·           فهمیده ام که درک راه درست به مراتب نیاز به خلاقیت بیشتری دارد تا تشخیص را نادرست.
·           فهمیده ام که جایگاه و موقعیت را می توان خرید ولی احترام را باید کسب کرد.
·           فهمیده ام که اکثر مردم در برابر تغییر مقاومت می کنند و این در حالی است که تنها راه پیشرفت، تغییر است.
                                              اچ جکسون براون
 
            

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم فروردین 1385ساعت 10:9  توسط ابوالفضل  | 

 
بارالـهـا: در اين هنگام، و براى هـميشه ولـى امـرت، امام زمان حجة بن الـحسن را كه درودهـايت بـر او و پـدرانش باد سرپرست و نگهدار و رهـبـر و ياور و رهـنما و نگـهبان باش، تا گيتى را به فرمان او آورى و تا دير زمان بهره مندش گردانى


+ نوشته شده در  یکشنبه ششم فروردین 1385ساعت 14:22  توسط ابوالفضل  | 
سلامتي ، سروري ، سالاري ، سربلندي ، سرور ، سرافرازي و سعادت را كه بهترين 7 سين سال است براي شما و خانواده محترمتان آرزو ميكنيم
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم فروردین 1385ساعت 8:33  توسط ابوالفضل  | 
                               الهی
 
توفیقم ده که بیش ازطلب همدردی، همدردی کنم
 بیش ازآنکه مرابفهمند دیگران رادرک کنم
بیش ازآنکه دوستم بدارند، دوست بدارم
زیرادرعطاکردن است که میستانیم ودربخشیدن است که بخشیده میشویم ودرمردن است که حیات ابدی می یابیم.
 
Go to fullsize image
 
عید نوروز بر همه شما عزیزان
 
        
 مبارک  

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم فروردین 1385ساعت 8:30  توسط ابوالفضل  | 

بسم ر ب شهدا والصديقين

 

كربلا كجاست؟            مدينه كجاست؟               در كربلا چه گذشت؟       درمدينه چه گذشت؟

 

در كربلا خون چه كساني بر روي زمين ريخته شد كه آن زمين مقدس و پاك تا ابد  زيارتگاه و دارالشفاي مومنين شد؟

مصايب كربلا چه بود كه كل كاينات از فرشتگان تا ماهيان دريا گريستند؟

 در كربلا امام حسين(ع) درس توحيد. اخلاق وبندگي به همه انسانها داد.

در كربلا گلها وغنچه هايي پرپر شدند كه هر كدام بويي خاص داشتند.

كربلا چشمه رحمت است             كربلا چشمه معرفت است

كربلا چشمه عشق است               كربلا چشمه ايمان است

كربلا چشمه شهادت است             كربلا چشمه تقوا است          كربلا سرچشمه اخلاق و فضايل انساني است

  

حسين جان!

چرا عزم كربلا نمودي و درمدينه جّدت نماندي آيا ميخواستي كه از ديدگان مادرت زهرا(س) دور باشي

 

حسين جان!

چه زيبا عمل كردي كه به قصد كربلا از مدينه خارج شدي  چرا كه هنوز  زخم مادرت  التيام نيافته بود

ولي حسين جان  درواپسين لحظات  حيات شريف تو ودر لحظه شهادت عظيمت طاقت مادرت تمام شد او نزديك قتلگاه آمد و با نگاهي عاشقانه وجانسوز آن منظره دل خراش  را ديد

 

حسين جان !

در مدينه ومكه و مسيركربلا همه دلها  ونگاه ها متوجه تو بودند اما در كربلا اين نيزه ها وتيرها وشمشيرها بود كه به سوي  تو

مي آمدند

 كربلا يك اتفاق نبود بلكه امري بود آگاهانه و عاشقانه.

در كربلا تنها جنگيدن صرف نبود و در ميان همه جنگهاي تاريخ   حادثه كربلا تنها زنده مانده است زيرا تمامي فضايل وكمالات انساني در برابررذايل ايستادند واز آنجا كه فضايل هماره زنده وپيروزند كربلا نيززنده وجاويدباقي ميماند.

 

اميدوارم كه خداوند پيوسته اشك ديدگان ما را در اين مصيبت عظما جاري بسازد كه اين اشكها باعث راحتي مرگ و روشنايي قبرو مجوز عبور از پل صراط و ورود به بهشت مي باشد....

 

 

تقديم به امام حسين ويارانش*

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم اسفند 1384ساعت 20:42  توسط ابوالفضل  | 
 
شما مي توانيد هر روز يك صفت را براي اعتماد به نفس در
 
خود پرورش دهيد
 
 
 هفته اول
 
روز اول : باور كنيد كه موجودي بي نظير در عالم هستيد .
روز دوم : ديگران را همينطوري كه هستند بپذيريد .
روز سوم : به هنر و استعداد ديگران حسادت نورزيد .
روز چهارم : هيچگاه خشمگين نشويد و همواره خونسردي خود را حفظ كنيد .
روز پنجم : به ديگران احترام بگذاريد .
روز ششم : با انسانهاي ژرف انديش معاشرت كنيد و از انسانهاي عيب جو و بدبين دوري كنيد .
روز هفتم : ديگران را دوست بداريد .
 
هفته دوم 
روز اول : دست ديگران را براي ياري و كمك بفشاريد .
روز دوم : ديگران را ببخشيد .
روز سوم : انتظارات خود را از ديگران كاهش دهيد .
روز چهارم : ديگران را مورد انتقاد و سرزنش قرار ندهيد .
روز پنجم : خود را سرزنش نكنيد .
روز ششم : انتظارات منفي و غيرمنطقي را از ذهن خود بيرون كنيد .
روز هفتم : خود را جدي بگيريد .
 
 
 هفته سوم
روز اول : ديگران را بخشي از وجود خود ببينيد .
روز دوم : خطاها و لغزشهاي خود را جدي نگيريد .
روز سوم : تصور ذهني خود را از ديگران اصلاح كنيد .
روز چهارم : ارزشهاي نيك را در خود تقويت كنيد .
روز پنجم : احساس رضايتمندي و خشنودي از خود را افزايش دهيد .
روز ششم : از تكنيك هاي تنفس عميق و تغذيه سالم استفاده كنيد .
روز هفتم : تبسم و خوش خلقي را تمرين كنيم .
 
 
 هفته چهارم
روز اول : مسوليت كارهاي خود را بپذيريد .
روز دوم : سعي كنيد خطاها و لغزشهاي خود را كاهش دهيد .
روز سوم : مشكلات را آسان بگيريد و از ديگران براي رفع آنها ياري بخواهيد .
روز چهارم : به مسائل اطراف خود با نگرش مثبت برخورد كنيد .
روز پنجم : در صدد توجيه خود نباشيد .
روز ششم : براي شاديهاي خود پيش فرض و شرايط مشخص نكنيد .
روز هفتم : به واقعيات درون خود تمركز دهيد .
 

 

 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم اسفند 1384ساعت 12:52  توسط ابوالفضل  |